{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"وقتی زندگی بهت نارنگی میدهد🍊"

"وقتی زندگی بهت نارنگی میدهد🍊"
폭싹 속았수다🍊
Part:9
ته: تو هنوزم باهاش حرف میزنی؟
ات: نه اونطور که فکر میکنی نیست ته ما دیگ...
ته: پس چرا بهت زنگ میزنه؟
تو میخوای من قاتل بشم دختر هاا؟
حتما باید بزنم بکشمش تا راحت شی؟
ات: وِ ایرِ (چرا اینطوری میکنی؟)
ته: تو حالیت هست من چی میگم یا نه؟

ات خسته شده بود از دعوای بی مورد ته و یوچان دیگه حتی نمیتونست در مقابل زورگویی های ته از خودش دفاع کنه
چرا دوست پسرش باید براش تعیین کنه که کی. ببینه و کیو نبینه
اشکام بی اختیار می‌ریخت لعنت به تو و اون یوچان.. از این جنگ روانی که هر سری ته راه مینداخت خسته شدم..
ات: ماشینو نگه دار میخوام پیاده شم
ته: چرت پرت نگو
ات: گفتم ماشینو نگه دار (داد)

ویو ته
از دست ات ناراحت بودم
اون حتی به حرفام توجه نمیکنه نمی‌فهمه چی میگم
مدام دوست داره عصبانیم کنه..
تو این عصبانیت غرق بودم که یهو با صدا ات برگشتم سمتش
اون میخواست که پیاده شه
چرا گریه میکنه؟ چرا هر کاری دلش می‌خواد میکنه و بعدش.. دیوونم میکنه این دختر..
با دادی که زد نتونستم مقاومت کنم میدونستم ممکنه به خودش آسیب بزنه
ماشین رو یه گوشه نگه داشتم و ات پیام شد
ات پیاده شد و ته هم دنبالش رفت
ته: کجا داری میری؟با توعم هیییی
ععععع.. (دستشو از پشت گرفت)



ادامه دارد.....




오 이 래?

#فیک تهیونگ #فیک اسمات #سناریو #چندپارتی #سکسی #سناریواسمات
#سناریو اسمات
دیدگاه ها (۰)

مربی موتور سوار

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

این دعای پاییزی تقدیم تو … 🍂🤍 الهی پاییز امسال برات بهترین‌ه...

پارت ۴/بازی بدون بازگشتچند تا بوق...جین:الو؟ ته تویی؟ته:تعجب...

سناریو پسرای اسلیترین

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

رمان

پارت 4. نکته هیچ کودوم از کلمات زیر شباهتی به واقعیت ندارند و فقط تخیلات نویسنده هست

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط