[Part²]❖❆𝐴 𝑚𝑎𝑔𝑖𝑐𝑎𝑙 𝑘𝑖𝑠𝑠❆❖

(جیمین)
اخیشش بالاخره کارام تموم شد این مدت خیلی سرم شلوغ بوده مخصوصا واسه فیلم برداری سریال جدید
رفتم و رو تخت دراز کشیدم حدود ۲ ساعت دیگه باید برم شرکت برای عکس برداری مجله مد بهتره یکم استراحت کنم...
از خواب بیدار شدم و به صفحه گوشیم نگا کردم
هیییی وای دیرم شد زود اماده شدم و سوییچ ماشینو برداشتم سوار ماشینم شدم و رفتم سمت شرکت
وقتی رسیدم سریع رفتم سمت اسانسور و سوار شدم و رفتم طبقه چهارم از اسانسور پیاده شدم و رفتم سمت اتاق دستیار لی
چندبار در زدم
دستیار لی:بفرمایید
جیمین:سلام جیمینم
دستیار لی:سلام اقای پارک منتظرتون بودیم طراح لباس توی سالن عکس برداری منتظرتون هستن
جیمین:ممنون
رفتم توس سالن عکسبرداری طراح لباس شرکت چنتا کت و شلوار داد بهم گفت اول مشکیه رو بپوشم و بیام برای گریم و بعدش عکس برداری...
پوشیدمش عکسبردار هم شروع کرد عکس گرفتن
عکس بردار:اقای پارک لطفا اینجا بشینید تا گیریم این یکی عکس هم برا تون انجام بدن

******
(ا/ت)
صبح عکس برداری و کارای تبلیغ چنتا محصول رو انجام دادم الان خانم لی بم گفت بیام کمکش کنم
خانم لی:ا/ت زود بیا اینجا
سریع رفتم پیشش
ا/ت:بله
خانم لی:بلدی گریم انجام بدی؟ یکی از کارمندا الان خبر داد ک نمیتونه بیاد ماهم نیاز به ی کسی داریم ک گریم اقای پارک رو انجام بده
ا/ت:چ..چییی؟ اقای پارک؟همون بازیگر معروفهه؟
خانم لی:اره خب نگفتی میتونی؟
ا/ت:خب چی بگم راستش من قبلا چند دوره اموزشش برای گریم و ارایش رفتم ولی خب نمیدونم میتونم خوب انجام بدم یا ن
خانم لی:همین ک بلدی کافیه زود بیا تمام وسایل توی اون اتاقن اقای پارک هم اونجا منتظرن
واییی حالا چیکار کنمم من تاحالا کسیو گریم نکردم اونم ی بازیگر ب این معروفیی
تصمیم گرفتم برم توی اتاق اروم در رو باز کردم و رفتم داخل و تعظیم کردم
ا/ت:سلام اقای پارک من مسئول گریمتون هستم
جیمین:سلام خوشبختم
ا/ت:منم همینطور
طبق برنامه ای ک میدونم الان قراره اقای پارک ی کت و شلوار سفید بپوشه...
طبق چیزی ک توی کلاسا یاد گرفته بودم ک چجوری متناسب با رنگ لباس ارایش باید چجوری باشه کارمو شروع کردم
اول کانسیلر و کانتور و زدم و بعد کرم و هایلایتر...
نوبت این بود ک رژ براش بزنم عممم..خب رژ صورتی کمرنگ خوبه رژو برداشتم و بردم سمت لباش چقدددد لباش خوش فرم و خوشگلن به اجزای صورتش نگاه کردم واقعاا بی نظیره...
جیمین:چیزی شده؟
ا/ت:ها..چی..عا نه چیزی نیست...

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۲)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

سرنوشت پارت(۱۴)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

مافیای من

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

همسر غیره منتظره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط