محبوب من! شکایت دلی را نزد تو می‌آورم که سخت شده و در میا

محبوب من! شکایت دلی را نزد تو می‌آورم که سخت شده و در میان وسوسه‌ها بی‌قرار است، دلی که پوشیده از زنگار گناه است و بر آن مُهر خورده است. از چشمی به تو شکایت می کنم که در گریستن از خوف تو خشک مانده و اشکی نمی‌ریزد و تنها به چیزهایی خیره شده که خوشایند
دیدگاه ها (۰)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :البته اگر وسط بیراهه و...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

راز خون پارت پنجم

### پارت پنجم: «ورود به عمارتِ سایه‌ها»با بیرون آمدنِ تینا و...

بازم سکوت. کامیل قسم خورده بود که لب از لب باز نکنه. اگر امش...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_35فصل شانزدهم |...

💠متن نامه پدرانه و بسیار محبت آمیز حجت الاسلام قرائتی به دخت...

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

فاصله یک لبخند تا جنون

‍ إِلَهِی إِلَیْکَ أَشْکُو قَلْباً قَاسِیاً مَعَ الْوَسْوَاس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط