چند پارتی تهیونگ

چند پارتی تهیونگ

وقتی فکر کردی خیانت کرده پارت 5


تهیونگ ویو

سوار ماشین شدم حرکت کردم سمت خونه لارا. ..... رسیدم

لارا : سلام

تهیونگ : سلام میخوای کجا بری؟

لارا : بریم پاساژ بریم پاساژی که بزرگ باشه

تهیونگ: اوکی

حرکت کردیم
لارا : تهیونگ

تهیونگ : هوم

لارا : تو هنوز با ا.ت میمونی

تهیونگ : معلوم نیست

من الکی گفتم معلوم نیست ولی واقعا دلم برای ا.ت تنگ شده

لارا رفت خرید کرد اومد رسوندمش رفتم خونه درو باز کردم صدای گریه میومد رفتم تو درو بستم رفتم جلو دیدم ا.ت

تهیونگ : سلام خوبی؟

ا.ت : سلام نه

تهیونگ : چرا ؟

ا.ت : تهیونگ من به تو خیانت نکردم اون عکسا همش فتوشاپ من اونروز دنبالت اومدم چون صبح زود می‌رفتی شبا دیر میومدی میدونستم میری سرکار درکت میکردم ولی با خودم گفتم برم دنبالش که دیدم رفتی کافه پیش لارا

فکر کردم داری خیانت می‌کنی بهم توکافه من پشت تو نشستم همه چیزو شنیدم
دیدگاه ها (۴)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

پارت ۴ (سرنوشت)

عشق خیانت انتقام

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

My Boy❄

همسر غیره منتظره

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط