جرقه عشق پارت ۴۸

یدونه زدم تو گوشش من:این مال اینکه منو زدی بعد موهاشو گرفتم میکشیدم(جووووننننننن دعوا 😐😂😂😂🤣🤣🤣) دختره:آی آی موهام ول کن ول کن مامان مامانه:آهای ولش کن من:یه قدم دیگه بیای جلو دخترتو کچل میکنم کوک:سوفیا عشقم ولش کن همون موقع میخواستم اونم موهامو بگیره موهامو جمع کردم بعد ولش کردم من:اینم بخاطره دوست پسرم (خیلی فجیح بودم کچل نشد😐😂😂) کوک:عزیزم ولش کن دختره پاشد من:هانن برو برو همون مامان جونت تو بغلش عر عر کن دختره:کثافت من:کثافت هفت جد و آبادته گوه خور عوضی دختره:بی تربیت من:نه که تو خودت خیلی با ادبی فحش نمیدی کوک:عشقم بسه یه اتفاقی برات میوفته ها دختره:عشقت عشقت که من بودم کوک:خفه شو ها چی زر زر میکنی تو کی عشق من بودی زشتو دختره:مامان ببین این دوباره بهم گفت زشت من:مامان ببین این دوباره بهم گفت زشت دختره ی لوس تیتیش مامانی (مثل خودش گفت😂😂😂) مامان:فقط یه بار دیگه به دختره من بگی زشت من:مثلا میخوای چه غلطی بکنی وقتی من هستم هوم کوک:بیا بریم ولشون کن اینا روانین این که هیچ این خود نابوده بریم عشقم داشتیم میرفتیم یهو داد زد گفت همون دختره دختره:دختره ی زشت زشت یهو جونگ کوک صبرش به آخر رسید رفت سمت دختره حلش داد کوک:یه بار دیگه فقط یه بار دیگه بهش بگی زشت یجوری میزنم تو گوشت فقط دو روز بگی غلط کردما😐 من:جونگ کوک بیا ولش کن این ایکبیریو دختره:ایکبیری خودتی یهو جونگ کوک یدونه زد تو گوشش کوک:گفتم نگو خودت خواستی حالا برو بغل مامان جونت گریه کن من:حقته عوضی 😂 بعد رفتن جونگ کوک اومد سمتم کوک:عشقم تو که چیزیت نشد بعد رفتم گرفتم بغلش کردم اونم بغلم کرد من:من خوبم عشقم هیچیم نیست کوک:فدات شم یکی یدونم بریم نمیخوام حالت بد شه من:باشه بعد رفتیم خونه تویه راه جونگ کوک چشمش خورد به یه مغازه عروسک فروشی یه خرس گنده قرمز بود خرسه گنده بود قشنگ کوک:بشین تا بیام رفت خرس و برام خرید داد بهم تو ماشین به زور جا میشد من گرفتمش قشنگ من اصلا معلوم نبودصورتم رسیدیم خونه خرس یکم سنگین بود کوک:بدش من چراوقتی حس سنگینی میکنی نمیگی بعد خرس و ازم گرفت رفتیم تو خونه خرس رو گذاشت رو مبل بعد اومد طرفم کوک:تو حامله ای و من باید ازت مراقبت کنم من:اوهوم کوک:حس میکنم اون بچه میتونه تو زندگیمون باشه من:معلومه که میتونه کوک:نگهش میداری من:تا جایی که بتونم کوک:بخاطر من نگهش دار من:باشه بخاطر تو(حالا ما بودیم زرت میخواستیم سخت کنیم😐😂😂😂😂😂) کوک:عشقم بعد اومد بغلم کرد خرس و از پشتش در آورد گرفت جلوم کوک:خرسی خرسی من:بدش من کوک:باشه حسودیم شد من:ای جان حسودیت نشه من تو رو بیشتر از این خرس دوست دارم تو خودت برام کافی فقط خودت چیزه دیگه نمیخوام کوک:فدات شم نفسم خرس و گذاشتم پشتم
دیدگاه ها (۶)

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

اجبار به بدبختی پارت ۳۰

جونگ‌کوک یه آرمی باردار رو تو کنسرت دید که پلاکاردی با این ن...

پارت ۳۷

پارت ۱۷

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

پارت ۲ مکنه لاین

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط