پارت ۱۷

سرنوشت پیش می‌آید







[-----------:)
[پارت۱۷ )
[-----------:)






جولی : کوکی این دوست دخترته؟( عشوه )


جونگ کوک : آره مشکلی داری ( سرد )


جولی : چرا انقدر زشته انگار از تو اشغالا در اوردیش
دقیقا شبیه میمونه(حسود و عشوه )


تهیونگ : میمون بهتر از تو( رگ لریم زد بالا 😀 )


جولی : چییی
یعنی دختر خالت رو به خاطر این دختره میمون میفروشی( عشوه)


تهیونگ : حقیقت تلخ است جولی( پوزخند)


جولی : عصبیه




جونگ کوک : دلین تو بشین من الان میام ( سرد )


دلین : هوم


رفتم و نشستم یه گوشه کنار که صدای مامان جولی و جولی رو شنیدم


جولی: مامان مگه قرار نبود من با جونگ کوک ازدواج کنم ( ناراحت و عشوه )


مامان جولی : نگران نباش اون فقط یه هرزست


ویو دلین :
چی من یه هرزم
خو پفیوز تو یه نگاه به دختر خودت کن لباسش داره میوفته نه سو.تین پوشیده زیرش قشنگ س.نه هاش نیمه بر.هنه هست شر.تش هم زیر لباسش معلومه بعد من به لباسم میگم بالاش یکم بازه
خدایا مردم مغزشون رو در آوردن به جاش پی پی گذاشتن


( آدمین مریضه😂)



مامان کوک : خب دخترم از خودت بگو


دلین : عا
اسمم دلینه
۲۴ سالمه


مامان کوک : اها چقدر تو زیبایی


دلین : مرسی خانم جئون ( خجالت )


مامان کوک : تو قراره عروسم بشی بهم بگو مامان ( لبخند)


که یهو صدای اهنگ پلی شد


همه پاشدن برای رقص


و فقط من و جولی و جیمین نشسته بودیم



که یهو با صدای کسی سرم رو چرخوندم


به نظرتون کیههه


ادامه دارد :....


شرط



۱۳ لایک


۲۰ کامنت


۸ ریپست
دیدگاه ها (۲۴)

پارت ۳۷

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐 فردای اون روز، وقتی وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط