|sweet love|

فیک تهیونگ ❣️

Pt:70

【عشق شیرین】

قطع کردم شماره بابا رو فرستادم
سریع پریدم سمت کمد لباسم
خب چی بپوشم یه بافت یقه اسکی کرمی برداشتم با شلوار جین تنگ زغالیم پوشیدم یه کت مشکی اسپرت که آستین سه ربع بود روی
بافت پوشیدم
ساعت مشکی صفحه کرم هم به دستم بستم بوت مشکی با بند کرم هم پام کردم
موهام هم بلند شده باید کوتاه کنم همونطور یه شونه زدم مرتب باشه
کارت پول تو جیبم گذاشتم گوشیم برداشتم
بدو رفتم سالن به سارا سلام کردم
و بعد خداحافظی

ا.ت ویو

رفتم سوار آسانسور شدم و رفتم طبقه همکف
با اعتماد به نفس راه میرفتم
با عطر گلاب از بین امگاها و آلفا ها میگذشتم
از کنار هر کس میگذشتم بر میگشت نگام میکرد
خب بابا خودم میدونم خوشگل شدم
تهیونگ کُش شدم
جلو در منتظر موندم تا تهیونگ بیاد
تهیونگ: باز چیشده توت فرنگی من غر غر میکنه
با اخم برگشتم بگم چرا دیر اومدی که نگاهم به
یه ماشین بوگاتی مشکی خورد که دارشت نزدیک میشد جلوی من پارک کرد
و پیاده شد اما تهیونگ نبود
داشتم غرغر میکردم طبق معمول که صدایی تو گوشم گفت:
تهیونگ: ا.ت خوبی ؟ 11111
یه شلوار مشکی کتان پوشیده بود
با نیم بوت مشکی
یک یقه اسکی مشکی که زیر شلوارش برده بود و و با کمربند نسکافه ای رنگ بسته بود کت نسکافه ای با ساعت همرنگ کتش
آره بابا خوبم و تو دلم قربون صدقش رفتم قد و بالاش اخه ببین
هیکل چهارشونه
وای الهه ماه عاشقتم چه جفتی برام قرار دادی
دستم گرفت باهم به سمت ماشین رفتیم
در کنار راننده برام باز کرد نشستم
خودشم نشست و راه افتاد
تهیونگ : توت فرنگی من چطوره ؟
با عشوه بهش نگاه کردم و گفتم :
مگه میشه پیش آلفام بد باشم بعد موهام با ناز پشت گوشم بردم
:تهیونگ: توله کم دلبری کن میخورمتا!!
خندیدم و مشتی حواله بازوش کردم اخخخخ تهیونگ چرا انقدر سفتی دستم درد گرفت این بازو یا آهن
خندید و گفت :
نه عزیزم دستای تو زیادی کوچولو و ظریف
بعدم دستمو گرفت و بوسید
:تهیونگ: خب بیبی من دیگه درد سینه و کمر نداره؟!
ا.ت: نه مرسی تهیونگ دیروز خیلی ماساژ خوب بود.
تهیونگ : هروقت درد داشتی بهم بگو دوست ندارم درد بکشی
راستی با پدرت حرف زدم، دعوتشون کردم بیان پک
امشب میرسند
ا.ت: اخجون دلم براشون تنگ شده
مرسی عشقم
بلند شدم گونش بوسیدم به عادت همیشه
تهیونگ : رسیدیم بیبی
دیدگاه ها (۲)

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

شناسه : #23926نام : وست بافت یقه اسکیجنس : بافت گرم بالا طرح...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

My Boy❄

ادامه پارت (۱۴)

Forbidden love①①شب توی خوابگاه دراز کشیده بودم و داشتم از خس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط