♨️تعریف میکرد

♨️تعریف میکرد
پسرم که روی مبل دراز کشیده بود تا فهمید دارم میرم بیرون گفت:
فردا ورزش دارم‌ آقامون گفته حتماً با کفش مناسب برم!
یه جفت کفش ورزشی هم برای من بخر. گفتم پس پاشو حاضر شو خودتم بیا‌. گفت: حال ندارم خودت بگیر دیگه.
خریدهامو انجام دادم. یه کفش هم برای پسرم خریدم. وقتی از توی کارتن درش آورد بی اختیار پرتش کرد یه طرف و گفت: این چیه آخهههه؟؟؟ صد رحمت به کفشهای میرزا نوروز.😠
بعدش هم رفت توی اتاقش.
منم کفش رو از کارتن درآوردم جفت کردم‌ گذاشتم جلوی در که صبح بپوشه! فقط یه یادداشت نوشتم گذاشتم داخل کفشش.
"کسی که زحمت انتخاب را نمیکشد، باید تسلیم انتخاب دیگران باشد."
دیدگاه ها (۰)

فیک

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

My lovely neighbor part : ۸۶

KIM V

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "23""ویو جئون آنجلینا"چند ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

داشتم میرفتم بیرون، پسرم که روی مبل دراز کشیده بود تا فهمید ...

#پارت18 #اولین سفر تنهاییماشینو دادم به صاف کارو پی...

#چندپارتی #هان #استری_کیدز {Mafia in my home}part¹⁵.....ویو ...

[☆part⁶☆]ویوی الکساندر:از اینکه موقع عصبانیت گونه هاش قرمز م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط