دلم برایِ منِ بازیگوش تنگ می شود گاهی

دلم برایِ منِ بازیگوش تنگ می شود گاهی
وقتی پشتِ بی تفاوتی هایِ تو
آنقدر بزرگ می شوم
که چمدان می بندم و راه ی ِ رفتن می شوم
دلم برایِ دختر بچه ای که در من است تنگ می شود
که بی خیالِ بی تفاوتی ها
غرقِ دوست داشتنِ عروسکش می شد
و عاشقانه او را می بوسید
اما
حالا همه چیز فرق می کند
حالا من دخترکی بزرگ شده ام
که بی تفاوتی ها
به من فرمان می دهد
فرمانِ رفتن
نبودن
و بچه هم نمی شود بود؛ که با عروسک ها بازی کرد
اینجا یا یک نفر هست
یا نیست
عروسک بازی تاوان دارد
تاوانِ سیاه شدن
بی دل شدن
و من تمامِ این سختیِ رفتن را به جان می خرم
تا
دلم هنوز تا همیشه حرفی برایِ گفتن داشته باشد
این روزها
عجیب
دلم دخترکِ بازیگوشِ کودکی هایم را می خواهد...
دیدگاه ها (۱)

دهه هفتادی بودن....

اگه این طوریه. آرزو میکنم لباس باشم..

🥹🤍 دلم می‌خواد برگردم به روزایی که هنوز یه بچه‌ی کوچولو بودم...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۳$ویو کایرا امروز بلخره بعداز...

عمارت بلک وود

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۳ پارت بعد از رفتن کا...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

صبح روز بعد، جیمین زودتر از همیشه بیدار شد.ا.ت هنوز توی آغوش...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑤چقدر زیباست کسی را دوست بداریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط