زیر باران بیا قدم بزنیم

زیر باران بیا قدم بزنیم
عمر شب را شبی رقم بزنیم
خسته‌ایم از سکوت حنجره‌ها
زیر باران بیا که دم بزنیم
منوچهر سعادت نوری
دیدگاه ها (۰)

سلام :

روحش به پاییز تعلق داشت؛به خش خش برگ ها و هواى مه آلود، به ن...

قسمت هشت

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

👑 پارت دهم | یک شبِ متفاوتجشن نامزدی هنوز ادامه داشت.صدای مو...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وهفتم 𓆪 🖤🥀اسما به صفحه‌ی خاموش گوشی خیر...

سناریو ران

سناریو کازوتورا درخواستی

پارت ۴ | آن شبهلیا هنوز دستش روی سرش بود.تصویرهایی کوتاه و ن...

# 🥀 اپیلوگ: «تپشی که دوباره معنا گرفت»بهار بعدی.کلینیک دکترت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط