🔴در‌ خدمت‌ یکی‌ از‌ اساتید‌ بودم

🔴در‌ خدمت‌ یکی‌ از‌ اساتید‌ بودم
ایشون‌ می‌گفتند:
این‌ شهید‌ عزیز‌ پایه‌ اول‌ و دوم‌ حوزه‌ رو‌ شاگردم‌ بودن
بعد‌ بهشون‌ گفتم:
آقــا‌ آرمان‌ به‌ نظرم‌ اسمت‌ رو‌ عوض‌ کن‌ دو روز‌ دیگه که‌ می‌خوان‌ صدات‌ بزنن‌ یــا‌ اسمت‌ رو‌ به‌ عنوان سخنران‌ بگن‌ زیاد‌ جالب‌ نیست‌ بگن
حجت‌الاسلام آرمان علی وردی .

شهید بزرگوار میگه
ڪہ‌: حــاج‌ آقــا‌ تــا‌ اون‌‌ روز‌ نیستم..
هیچ‌وقت‌ اون‌روز‌ نمیاد اگر‌ بودم‌ چشم‌ عوض می‌کنم .


گویا می‌دانست‌ روزی‌ نامش‌ می‌شود‌ رمز‌ جــوانان سرزمینش‌ براۍ دفاع‌ از‌ آرمــان‌هایشان
دیدگاه ها (۰)

🖤🥀🇮🇷✨ ۶ آبان؛ سالروز شهادت طلبه بسیجی، شهید آرمان علی‌وردی ✨...

پارت ۱

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

عقرب بالش

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

پارت جدید ..زندگی شیرین...

رمان خبره ممنوعه پارت پنجم 5

احتمالا این پست, اخرین پست من اینجا خواهد بود , پس از اون اک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط