{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنجم فیک من عاشق دشمنم شدم :

پارت پنجم فیک من عاشق دشمنم شدم :
( توی هواپیما )
+ اوف چقدر گرمه
مهماندار : سلام خانم ، میدونین که کنار دستتون آقای مین میشینن‌
+ چی؟ نمیشه جاش رو جا به جا کنین ؟
م : متاسفم
- اینهمه جا چرا اینجا آخه ؟
م: متاسفم ولی اونا برای شما نیستن
- باشه برو
( ات روش رو به سمت مخالف شوگا می‌کنه و شوگا هم همینطور )
+ خانم میشه شام رو زودتر سرو کنین ؟
م: بله حتما
- مال من رو هم بیارین
+(پوزخند )
- چیه خب گشنمه به خودت پوزخند بزن
روانی
+ برام مهم نیست چه غلطی می‌کنی
- درست حرف بزن
+ اگر حرف نزنم چی میشه ؟ وای اینا رو ولش کن دستت رو پیچوندم خوب شده ؟
- سالمه
+میخوای بپیچونمش ؟
- نخیر
( ات عطسه می‌کنه )
- اه اه سرت رو بگیر اونور
+ یه دستمال بده
- من به تو هیچی نمیدم
چرا دارن باهات حرف میزنم اصلا ؟
( بالاخره این پرواز با کلی دعوا تموم میشه )
# خیلی خوش اومدین
ولی یه مشکلی هست
+ مشکل ؟ چه مشکلی ؟
# اینجا فقط زوج ها رو راه میدن
+ عه؟ خب پس من با اولین پرواز بر میگردم
- منم
# چرا آخه ؟
+ چون من نه از مردا خوشم میاد نه پارتنری دارم
# خب شما دو تا امشب رو نقش بازی کنین
-چی؟ ما دو تا دشمن خونی هم هستیم
# ببخشید قوانین دست ما نیست
+ لطفاً
# اگر می‌خواین شرکت کنین پس باید یه کاری کنید
- آیش‌
+ من باید برم یکی رو پیدا کنم
# مواظب باشین اون شخص مهمونی رو لو نده آدم مطمئنی باشه
+ باشه
( تا مهمونی ۳ ساعت وقت هست )
+ توی این سه ساعت یه آدم شیک و مافیا رو از کجا پیدا کنم ؟
( دینگ دینگ )
شماره ناشناس ؟
الو ؟
- منم
+ چیکار داری ؟
- اگر کسی رو پیدا کردی ، برای منم پیدا کن
+ هی من ازت متنفرم بهم زنگ نزننننن
- ببین ات موضوع جدیه راهمون نمیدن
بیا امشب رو نقش بازی کنیم ، اگر اینو از دست بدیم برای جفتمون بد میشه ، اگر تو از صنعت مافیا خارج شی من کیو اذیت کنم ؟
+ ولی .....
- منم ازت بدم میاد ولی مجبوریم
+ قبول یه لباس خوب بپوش ابرومون نره
( پست بعدی عکس لباساشون)
+سلام
- سلام ، لباست قشنگه
+ مال تو هم
# بفرمایین تو
برای اینکه طبیعی تر بشه دست همو بگیرین
+ چی؟
- باشه
+چرا؟
- ما حرف زدیم یادت نره
دیدگاه ها (۱۳)

سلام سلام حالتون چطوره ؟بچه ها زبانم تموم شد بالاخره الانم ا...

نام = مهمونی خطرناک ژانر =مافیایی / عاشقانهافراد = کیم ات / ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۸ | حسی که نمی‌شد ...

سناریو جونگکوک

Destiny part 7

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط