#ماه_بنفشم

#Maah_Banafsham
‌
#part77
‌
_بهتره نبینی
+چییییییی
یه لحظه حواسم پرت شد که گوشیمو از دست کشید رفت اونور نشست
_الن چرا رفتی اونجا
+بخدا اگه بیای سمت جیغ میزنم
_باشه باشه
رفت تو دایرکت
اول یجوری نگام میکرد
نمیدونم چرا ولی با باز کردن یه صفحه چت دیگع لبش شروع کرد به لرزیدن
فکر کنم همون دختره بود که داشت باهام لاس میزد منم اشتباهی دستم خورد بود پی ویش رو سین کرده بودم
+ارسلان،این دیگه کیه
_دیانا به جون خدت که عزیز ترین کسمی قسم من دستم خورد سین زدم
+چرا اینقدر صمیمی باعات حرف میزنه؟؟
_نمیدونم،به جون تو نمیدونم
+باش
گوشیمو گذاشت رو میزم و اروم اروم داشت میرفت سمت در که افتاد
_دیاناااااااا(عربده)
سریع لباساشو عوض کردم و بغلش کردم بردمش تو ماشین
به سمت بیمارستان روندم
و رفتم داخل
دکترش گفت چیزیش نیست،فشارش افتاده
رفتم تو اتاقش
_دیانام حالت خوبه؟؟(بغض)
+اره خوبم
_نگرانم کردی دختر
+چیشد یهو(بی حالی)
ناخودآگاه اشکام سرازیر شدن
رفتم سمتش
_دیانا به جون تو دستم خورد سین زدم حتی جوابشم ندادم
دستشو اورد جلو و اشکامو پاک کرد
+خدم همچیو دیدم
_حرفمو باور میکنی؟
+اره چرا باور نکنم...
دیدگاه ها (۰)

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

چند پارتی

کپشننننن🎀😈عروسک من😈🔞پارت چهل و هشت پاشدم و پله هارو رفتم با...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط