دیدم نامردیه از حال خوبم ننویسم .

دیدم نامردیه از حال خوبم ننویسم .
اینجانبمان در اسفند ماه در سفری با هم بودیم و چی بهتر ازین
ثبت تاریخ دقیق میشه از 10.12.1395 تا 13.12.1395
با تمام وجود باید بگم بهترین روزهای زندگیم بود و الان بیش از پیش درگیر دلتنگیم
دوستش دارم و دوست میدارد مرا
جواب دوستت دارم های من دیگر ممنون نیست .
از همیشه شادترم اما میترسم برای از دست دادنش
کاش کسی باشد برای دلمان دعا کند
برای حال خوبش
برای کسی ک دلیل نفس کشیدن من است
میشود کمی برایش دعاکنید ؟
#ف_رحیمی

#عشق
پنجشنبه
03.01.1396
23:56
دیدگاه ها (۱)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

از همان اول هم ، حالُ هوایِ اسفند را دوست نداشتم .انگار یک ج...

امروز دوپارت اپ میشه خوشگلا!

ازدواج سوری پارت 77نیانگ اماده شدو کیفشو اماده کردم خودمم ام...

#همسر #شهید #محسن-حججی ⤵ پس از اعلام بازگشت پیکر مطهر شهید ب...

{سناریوی شماره ۸} || پارت پانزدهم || نام سناریو:《 قلبی از س...

« You left too soon » Part 3 زمستان از راه رسیده بود.برف آرا...

ᴘᴀʀᴛ29

ᴘᴀʀᴛ17

سناریو:انفجار رنگ/پارت۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط