‍ ✍ 🏻

‍ ✍ 🏻
لطفا بیا
چند لحظه فقط
بیا بنشینیم مثل آدم بزرگ هامنطقی
و بدون شکایت و دادگاه و پاسگاه
و بقول قدیمی ها کَد خدا مَنِشی قضیه را حل کنیم ،
بیا و خودت اعتراف کن..
اقرار کن..
بیا خودت بگو موقع رفتنت از این خانه دقیقا چه چیزهایی داخل چمدانت بردی که بعد رفتنت همه چیز عوض شد....
ان هم نه یِکَم تغییر
بلکه تغییر چشمگیر....

بگو چه ها با خودت بردی که بعد از رفتنت
جای پیراهن های گل گلی و خوش رنگ با لباس های چهار خانه ی بی روح
جای کفش های سفید دخترانه با آن پاپیون کوچک کنارش با کالج های مشکی ساده
عوض شدند.....
و رمان های عاشقانه جایشان را به کتاب های تاریخ و فلسفه دادند...
و چای دلگرم کننده عصر ها کنار باغچه
جایش را با قهوه های اجنبی شبانه پشت میز عوض کرده
باور کن که بعد رفتنت حتی فصل خزان🍂 گلدان ها هم عوض شده اند...😔

#ناردونه


#بیا_حداقل_منِ_سابق_را_برایم_پیداکن
پ.ن دیگه قدیمی نوشتام داره تموم میشه و نای نوشتن نیست😑 😐
از دست چرندیات ما خلاص میشید😅
دیدگاه ها (۳)

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

پارت هجدهم«ساعتی که نباید از دست می‌رفت» 🕰️عکس هنوز میان انگ...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

KIM V

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_44فصل نوزدهم | ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

سناریو تایجو

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط