{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

KIM V

part 62

کیم‌وی



ا.ت: سلام بر جنتلمن ترین شوهر دنیا

تهیونگ خنده ای کرد و سرشو سمت گردنم برد و نفس عمیقی کشید

تهیونگ: حالت چطوره پنبه؟

ا.ت: خیلی خوبم ته بیا بشین صبحانه بخور سرد میشه

تهیونگ: به به چکار کرده سرآشپز ا.ت

تهیونگ نشست اومدم برم تخم مرغها رو بیارم که دستمو گرفت

تهیونگ: کجا میری بشین خودت رنگ به رو نداری

ا.ت: الان میام تهیونگ برم تخم مرغ بیارم

تخم و مرغها رو پوست کندم با جعفری و گوجه تزئین کردم آوردم

تهیونگ به پاش اشاره کرد منم از الهه ماه تشکر کردم
از اینکه شوهری به این جنتلمنی دارم
نشستم رو پاهاش

تهیونگ: پنبه امروز برنامه ای داری؟

ا.ت: می خوام برم پیش سارا این چند روز حساسه ممکنه بچش به دنیا بیاد تنهایی اذیت میشه

تهیونگ لقمه ای گذاشت تو دهنم طعم خوب بیکن باعث شد اومی از لذت بکشم

تهیونگ با چشمای قلبی بهم نگاه میکرد

تهیونگ: ا.ت پس توله های خودمون رو کی اینجا بذارم

بعد دستشو گذاشت رو شکمم و نوازش کرد

ا.ت: تهیونگ به این فکر کن توله هات بیاد اینطور من نمی تونم تو بغلت لم بدم يكسره در حال پوشک عوض کردن ، غذا درست کردن و بچه خوابوندنم

تازه به این فک کردی که نمیتونیم باهم سسک هم داشته باشیم، فعلا بیا از زندگی لذت ببریم

برای بچه ها خدمتکار میگیرم کمکت کنه اما مسئله سسک واقعا مهمه

با خنده زدم رو شونش و گفتم

ا.ت: خیلی هورنی تهیونگ
تهیونگ: اخه مگه میشه تو رو نکرد نگاه کن چقدر خوشگلی بعد گوشیشو .
در آورد صورتش به لپام چسبوند و عکس گرفت

ا.ت: عکس قشنگی شد ته برای من بفرست

تهیونگ: باشه عزیزم من برم مرسی عشقم خیلی خوشمزه بود صبحانه

بعد بوسه ای روی دستام و بعد لبم زد و رفت

سر جای گرم تهیونگ نشسته بودم داشتم از طبیعت لذت میبردم و صبحانه میخوردم من واقعا به عنوان یه زن دو برابر تهیونگ غذا میخوردم

نمیدونم کجا میرفت منکه راضیم چاق نمیشم

صدای نوتیف گوشیم اومد تهیونگ عکسمون فرستاده بود با یه

استیکر قلب جوابش دادم

دیدم یونا آنلاینِ بهش پیام دادم

ا.ت: سلام یونا سالمی یا جرت داد هوسوک؟

یونا: هر چی باشه حالم از تو بهتر ا.ت
اونطور که تهیونگ داشت تورو نگاه میکرد من واقعا نگرانت بودم

ا.ت: اره واقعا دیشب گرگ درونش فعال بود تمام بدنم کبود کرده یونا

یونا: خب حالا مظلوم نشو تو که بدت نمیاد

ا.ت: نگفتی انجامش دادید یا راه بودا در پیش گرفتید؟

وای ا.ت وسط بوسه بودیم یهو از شدت مستی و خستگی خوابم برد ، هوسوک تا صبح با دیک سیخ سر کرد خیلی بد شد
ا.ت: خاک تو سرت یونا نمیدونستم غشی هم هستی

یونا: صبح من زودتر بیدار شدم دیدم خودش خواب دیکش بیدار انقدر خندیدم از این صحنه که از خواب بیدار شد با خجالت و گشاد گشاد رفت تا دست شویی

ا.ت: وای یونا خیلی خری منو بگو اون همه وسیله برای شب اولتون خریدم که خاص باشه رسما ریدی

یونا: شب از دلش در میارم فعلا برم سرکار که دیر کردم تهیونگ منو به € هشت روش سامورایی نصف میکنه

ا.ت: برو یونا موفق باشی

وسایل جمع کردم تمیز کردم رفتم کثیف کاری شب قبل رو پاک کنم از رو کاناپه و زمین یاد صحنه های شب قبل افتادم لبام به دندون گرفتم

خیلی خوش گذشت

کارای خونه تموم شد رفتم لباسم عوض کنم برم پیش سارا

شلوار گرمکن کرمی رو که حالت دمپا و آزاد بود پوشیدم کمرش سفت کردم تا پایین نیاد

سینه بند سفیدم پوشیدم با یه تاپ یقه دار شکلاتی بردمش زیر شلوارم

سویشرت ست شلوارم هم پوشیدم با یک صندل شکلاتی که راحت باشم

ساعت قهوه ایم هم انداختم
....
الان خوابم میاد فردا دوپارت دیگه هم میزارم احتمالا
دیدگاه ها (۱۲)

KIM V

خوشگلم رو فالووو کنیدددhttps://wisgoon.com/kangjiwon

Otagh baghli Part 45 قضیه ی صبح رو براش تعریف کردم و گفتم که...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط