{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی عضو هشتمی ازدواج می‌کنی و از کشور میری و بعد سالها پ

وقتی عضو هشتمی ازدواج می‌کنی و از کشور میری و بعد سالها پسرا رو میبینی که روت کراش داشتن

نامی: اوه سلام چطوری ا/ت خیلی وقت بود ندیده بودمت ... عه ازدواج کردی هوم خوبه خوشبخت بشی
نامی تو دلش: خدایاااا من اون پسرو میکشم که با عشق زندگی من ازدواج می‌کنی هااا به حسابت میرسم🔪😊

جین: تو دلش میگه ایشش این چه عنیه که ا/ت باهاش ازدواج کرده من به این هندسامی چطور دلش اومد اونو به من ترجیح بده به هر حال من اونارو از هم جدا میکنم

پیشی: تو دلش: هع که ازدواج کردی ها هنوز نفهمیدی صاحاب داری نه خودم به حساب تو اون پسره عن میرسم اول اونو میکشم بعدش به زورم که شده باید باهام ازدواج کنی شب عروسی هم یجوری تنبیهت میکنم که حالت جا بیاد حالا وایسا😈😈

هوپی: عه ا/ت خودتی دلم برات...چیزه منظورم اینه که خوشحالم دوباره میبینمت
تو دلش: چطور دلش اومد امید پر نورشو ول کنه بره با اون مهم نی مهم اینه که بزودی برا خودم میشه وای جیهوپ چرا زودتر بهش اعتراف نکردی الان بجای اینکه تو بغل اون عوضی باشه تو بغل تو بود🥺( خودش به خودش میگه ها)

موچی: عه چه عجب ا/ت خانم ما شمارو دیدیم وایسا بینم این آقا کیه
ا/ت: آها یادم رفت معرفی کنم ایشون همسرم هستن
موچی: اوهوم اوهوم 😊🔪( خنده های عصبی)
خوشبخت بشی حالا احیانن حامله که نیستی هستی ؟
ا/ت: نه هنوز زوده برا بچه دار شدن
موچی تو دلش: هوم خوبه که حامله نیستی وگرنه خودم بچتو میکشتم خانم پارک بزا این عن ترکیب گور به گور بشه کاری میکنم که باهام ازدواج کنی

ته ته: جاننن ا/ت چشام درست میبینن خودتییی سریع بغلت می‌کنه که حرص شوهرتو دربیاره وقتی می‌فهمه شوهرت میخواد حاملت کنه میدزدتت و بهت اعتراف میکنه و میگه اگه با خواسته خودت باهام ازدواج نمیکنی باید به زور ازدواج کنی 😊🔪😈

کوکی: وقتی تورو با اون پسره میبینه حسودی می‌کنه و میگه لعنت بهت کوک( خدا نکنه پسرم) اگه اون موقع اعتراف میکردی الان ازدواج کرده بودید و ازت حامله بود و وقتی ا/ت بهش میگه که حاملس اون مرده رو میکشه و ا/ت رو میبره یه جایی و تا می‌تونه به شکمش ضربه میزنه و بعدش بچه میمیره ا/ت هم با کوکی ازدواج می‌کنه😈
( کوکی جان پسرم آرام باش چرا خشونت)


خببب گایز امیدوارم خوشتون اومده باشه واقعا معذرت می‌خوام که یکم طولانی میشه حرفاشون و ری اکشنشون
🥰💞
تولد پیشی مونم مبارککککک
دیدگاه ها (۵)

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ــــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ...

بریم گرلام ؟؟فایتینگ 🌺رمان:«عموی ناتنی من»Part:4ویو «تهیونگ»...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

سناریو خط قرمز

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

ریاکشن پارت ۲

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ🔪💔ـــــــــــــوقتی ناخواسته ...

موضوع: وقتی از دستمون عصبانی هستن و ما یهو میبوسیمشون.ایساگی...

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

تکپارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط