{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دارم یک غروب سرد سرد

یاد دارم یک غروب سرد سرد

می گذشت از توی کوچه دوره گرد

دوره گردم، کهنه قالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

دست دوم جنس عالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی زد و بغضش شکست

اول برج است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت، ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوش از ما ربود

اتفاقاً مادرم هم روزه بود

صورتش دیدم چه لک برداشته

دست خوش رنگش ترک برداشته

سوختم دیدم که بابا پیر بود

بدتر از آن خواهرم دلگیر بود

مشکل ما درد نان تنها نبود

شاید آن لحظه خدا با ما نبود

باز آواز درشت دوره گرد

رشته اندیشه ام را پاره کرد

دوره گردم، کهنه قالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

دست دوم جنس عالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت: آقا، سفره خالی می خری؟!

قیصر امین پور
دیدگاه ها (۲)

تک پارتی از جونگکوک.

پارت: 10 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ وحشتناک و سنگینی سال...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت ششم: بازگشتِ سایه و مهمانِ ناخوانده!...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

خواهر یه کوالا پارت ۲۳

استاد جئون part 4رینا: رسیدیم خونه جونگکوک الان باید می اومد...

My Arirang Part 6

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرددوره گرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط