{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دارم یک غروب سرد سرد

یاد دارم یک غروب سرد سرد
می گذشت از توی کوچه دوره گرد
داد می زد کهنه قالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی می خرم
دست دوم جنس عالی می خرم
گر نداری کوزه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت اهی زد و بغضش شکست
اول سال است نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ، ولی این زندگیست؟؟؟؟؟؟
بوی نان تازه هوش از ما ربود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
صورتش دیدم که لک برداشته
دست خوش رنگش ترک برداشته
سوختم دیدم که بابا پیر بود
بدتر از ان خواهرم دلگیر بود
مشکل ما درد نان تنها نبود.................
باز اواز درشت دوره گرد
رشته اندیشه ام را پاره کرد
دوره گردم کهنه قالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گر نداری کوزه خالی می خرم
خواهرم بی روسری بیرون دوید
ای اقا!!!!!!! سفره خالی هم می خرید؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۹)

تک پارتی از جونگکوک.

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

Sixteen

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

My Arirang Part 6

استاد جئون part 4رینا: رسیدیم خونه جونگکوک الان باید می اومد...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8بسرعت لباسش رو پوشی...

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرد« دوره گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط