{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندی

.فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت: وقتی نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید...!؟؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید ...
دیدگاه ها (۹)

دل آدم چه زود خر میشه!با یک “دلخوشی”با یک ” هستم ”با یک ” نت...

ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﻴﺒﺎﻳﻲ :ﺣﺎﻝ ﻫﻤﻪ ﻱ ﻣﺎ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ, ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻦ !...

سلام بچه ها هر کس دوس داشت ایدی لاینش و بزاره من اددش کنم مر...

خدایا پشیمانی از آفرینش انسان...؟ تو هم سیگار میکشی...؟ درده...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

💞 🍃 💞 🍃 💞 فیلسوفی لطیفه‌ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وا...

فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

فیلسوفی لطیفه‌ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط