{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندید

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت: وقتی نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید...!؟؟ گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید ... شاد باشید تا زنده باشید .....
دیدگاه ها (۱)

:、ヽ、ヽحتما بخونید.خیلی قشنگه. ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、...

توی زندگیتهر وقت کسی تو رو خر فرض کرد...........هیچ وقتتصور ...

به مردی دل ببند که از علاقه اش به خودت مطمئنی...قانون ِ رابط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط