{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندید

فيلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.
او لبخندی زد و گفت: وقتی نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید...!؟؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید ...فقط برای امروز زندگی کنید!!!!
دیدگاه ها (۱)

امشب بخور و بزن به سلامتي من مني که با سن کمم ، مشک...

آهای شما آقایونی که از پارک دوبل خانوما ایراد میگیرین... ...

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻧﺬﺭﯼ ﭘﺨﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﯾﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪ ﺟﻠﻮ ﺩ...

پارت دو

ابلیس

#ایران 🇮🇷 #رهبر #رهبر_شهید#هرمزگان #بندرعباس #میناب#سیستان_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط