مامان بابام دعواشون شده بود ۳ روز بود قهر بودن…

مامان بابام دعواشون شده بود ۳ روز بود قهر بودن…
بابام قبل از اینکه بیاد خونه زنگ زد بهم گفت بیا پارک سر خیابون
کارت دارم!!!!
من رفتم گفتم جانم؟
برگشته میگه ببین عزیزم ۳ شب هست که شام درست حسابی نخوردیم داریم هر شب نون و ماست میخوریم ، ۳ شبه رو کاناپه دارم میخوابم کمرم تا نمیشه پدرم درومده!!!
من :-؟
گفتم خوب چیکار کنم؟ دعوا نکنین خوب …
برگشته میگه ببین عزیزم باید یه فداکاری این وسط اتفاق بیوفته!!!
من
گفتم بابا حرفات بـــــــــــــــو داره یعنی چی؟!!!
برگشته میگه مامانت از قهرمان بازی خیلی خوشش میاد، تو باید الان که رفتیم خونه با مامانت الکی جر و بحث کنی بعد من بلند شم بزنم تو گوشت بگم ببند دهننتو نباید به مامنت از گل نازکتر بگی …
من :|:|:|
بابام : تووروووخدا:)))))))

منبع: ارا اس ام اس
#جوک_جوک
دیدگاه ها (۴)

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

اجبار به بدبختی پارت ۳۴

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟮@هعی اومیدوارم که خوشبخت شین -هومتهیونگ رفت -انگار روم...

اممم...بچه ها🥺🥺کرونا گرفتم و دو هفته چهار روز گذشته ولی خوب ...

فیک تهیونگ

پارت ۱ زندگی سخت است اما درست میشود....ویو اشا : صبح بیدار ش...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

اولورا

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط