وانشات از 𝑡𝑎𝑒ℎ𝑢𝑛𝑔

تموم وسایلم رو از اتاق بیرون رخته بودم که تا اتاق رو برق بندازم
آخراش بودم و داشتم لباسام رو مرتب میکردم که در با شدت زیادی باز شد
سرم رو برگردوندم و به ته نگاه کردم
+چیشده؟ اتفاقی افتاده؟ حالت خوبه؟
مثل کسایی که مسابقه دو داشتن نفس میکشید
_نه چیزی نیست فقط کابوس دیدم
+خب خب الان حالت خوبه؟
_اره نگران نباش
+خب تعریف کن
_چیزی…چیزی یادم نیس فقط یادمه که تو... تو نیستی ولم کردی و رفتی
+اها اوکی اصن نگران نباش من سر جام راحتم، اگه مشکلی پیش اومد هم تورو بیرون میکنم نه خودم
_قول بده
+قول میدم
و بغلم کرد و گفت: میخوام یه چیزی بهت بگم
مشتاق گفتم: چی؟
اروم در گوشم گفت: من خیلی دوست دارم خیلی
+بله بله میدونم
_خب نمیخوای بهم بگی که توهم دوسم داری؟
+هوم منم دوست دارم
و محکم بغلم کرد و بعد توی جمع کردن بقیه اتاق کمکم کرد
#𝑊𝑎𝑛𝑠ℎ𝑎𝑡
#seyeon
#𝑡𝑎𝑒ℎ𝑢𝑛𝑔
#𝐵𝑇𝑆
#𝐴𝑅𝑀𝑌
#𝐶𝑜𝑝𝑦✘
#𝐾𝑜𝑟𝑒𝑎_𝑊𝑎𝑛𝑠ℎ𝑎𝑡🍭

{@fan_bts_ot7}
دیدگاه ها (۷)

Why Did I Fall in Love with You? | P¹⁰روز عروسیدوهی با لباس ...

مافیای من

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶¹ویو: اتفردا...دست کوک رو گرفتم و...

پارت ۲۱

پارت جدید ..میگذرد..

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

عشق خیانت انتقام

part 2بعد اینکه پزشک دارو ها رو تجویز کرد.. با تشکر از اتاقش...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۲ » بالاخره وقت تعطیلی کافه رسید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط