مافیای_من
مافیای_من
پارت یازدهم
وقتی چشمامو باز کردم داخل بیمارستان بودم و جک کنارم نشسته بود.
ا/ت: ابنجا کجاست من چرا اینجام
جک: ا/ت، خوبی؟
نگران نباش اینجا بیمارستانه و منم اینجام
ا/ت: میرا... میرا کجاست من باید برم جک میرا کجاست(داره سرمش رو میکنه)
جک: ا/ت نگران نباش میرا حالش خوبه سرمت تموم شه میبرمت پیشش اروم باش
ا/ت: مطمئن باشم که حالش خوبه
جک: اره نگران نباش.... خب من برم اب بخرم میام
ا/ت: باشه
ویو جک:
از اتاق اومدم بیرون و رفتم ببینم حال میرا چطوری
رفتم سمت اتاق میرا و دیدم هنوز بهوش نیومده اما دکترش اونجا بود رفتم که ازش بپرسم حال میرا چطوره
جک: سلام ببخشید حال میرا چطوره
(علامت دکتر: ~)
~: نیم ساعت دیگه بهوش میاد جای نگرانی نیست
جک: ممنون
خیالم راحت شد که به ا/ت دروغ نگفتم حال میرا واقعا خوب بود.
ویو ا/ت:
خیلی نگران میرا بودم اخه چرا این کار رو کرد دختره ی احمق
فکر کنم فهمیده که هوسوک رو کشتن
خدایا حالا چیکار کنم
یکم خوابیدم و وقتی بیدار شدم صدای سرو صدا از اتاقای بغلی میومد رفتم یک نگاهی انداختم دیدم که میرا بود و داشت خودشو به درو دیوار میزد و پرستارا داشتن سعی میکردن ارومش کنن و جک هم میرا رو گرفته بود که دراز بکشه
اما هیچ کدومشون نمیتونستن ارومش کنن
و خب منم رفتم یکی زدم تو گوش میرا!
(داداش اروم باش)
ا/ت: همتون برید بیرون
میرا: ا/ت چرا نجاتم دادین وقتی هوسوک دیگه نیست چرا من باید زنده بمونم چرا این کارو کردیننننن(گریه و داد و بیداد)
ا/ت: میرا بهت قول میدم انتقامشون رو میگیرم
نگران نباش من تا وقتی همونجوری که جونگهیون و هوسوک رو کشتن اونارو نکشم دست بردار نیستم
میرا: اخه کی اون کارو کرده چرا با ما این کارو کردن(با گریه)
بعدشم تو چجوری میخوای انتقامشون رو بگیری وقتی حتی نمیدونی اونا کی بودن
ا/ت: کی گفته که نمیدونم یادته یک پرونده جدید بهم داده بودن همونی که مافیایی بود
پارک جیمین و جئون جونگکوک
و اما باید بهت بگم که همونایی که نامزدی شونو خراب کردیم
میرا: هاع واقعا
ا/ت: اره
میرا: حالا دیدی گفتم تقصیر منه احمقه اگه بهت نمیگفتم اون کارو کنی اون اصلا به منو تو کاری نداشت(با گریه)
ا/ت: میرا تقصیر تو نیست
حالا مهم نیست تقصیر کیه
مهم اینه که من میتونم انتقامم رو بگیرم
اگه یک نفرو پیدا کنیم امشب ماموریت رو شروع میکنیم و اگه نتونیم کسی رو پیدا کنیم فردا شب شروع میکنیم
میرا: ا/ت من میتونم اون یک نفر باشم
ا/ت: چی
میرا: گفتم من میخوام باهات بیام
ا/ت: نه من اجازه نمیدم
میرا: ا/ت من میخوام انتقام کسی که دوسش داشتمو بگیرم
میخوام کسی که اون رو کشته رو با دستای خودم نابود کنم
ا/ت: اما...
میرا: اما نداره من باهاتون میام....
پایان پارت یازدهم
پارت یازدهم
وقتی چشمامو باز کردم داخل بیمارستان بودم و جک کنارم نشسته بود.
ا/ت: ابنجا کجاست من چرا اینجام
جک: ا/ت، خوبی؟
نگران نباش اینجا بیمارستانه و منم اینجام
ا/ت: میرا... میرا کجاست من باید برم جک میرا کجاست(داره سرمش رو میکنه)
جک: ا/ت نگران نباش میرا حالش خوبه سرمت تموم شه میبرمت پیشش اروم باش
ا/ت: مطمئن باشم که حالش خوبه
جک: اره نگران نباش.... خب من برم اب بخرم میام
ا/ت: باشه
ویو جک:
از اتاق اومدم بیرون و رفتم ببینم حال میرا چطوری
رفتم سمت اتاق میرا و دیدم هنوز بهوش نیومده اما دکترش اونجا بود رفتم که ازش بپرسم حال میرا چطوره
جک: سلام ببخشید حال میرا چطوره
(علامت دکتر: ~)
~: نیم ساعت دیگه بهوش میاد جای نگرانی نیست
جک: ممنون
خیالم راحت شد که به ا/ت دروغ نگفتم حال میرا واقعا خوب بود.
ویو ا/ت:
خیلی نگران میرا بودم اخه چرا این کار رو کرد دختره ی احمق
فکر کنم فهمیده که هوسوک رو کشتن
خدایا حالا چیکار کنم
یکم خوابیدم و وقتی بیدار شدم صدای سرو صدا از اتاقای بغلی میومد رفتم یک نگاهی انداختم دیدم که میرا بود و داشت خودشو به درو دیوار میزد و پرستارا داشتن سعی میکردن ارومش کنن و جک هم میرا رو گرفته بود که دراز بکشه
اما هیچ کدومشون نمیتونستن ارومش کنن
و خب منم رفتم یکی زدم تو گوش میرا!
(داداش اروم باش)
ا/ت: همتون برید بیرون
میرا: ا/ت چرا نجاتم دادین وقتی هوسوک دیگه نیست چرا من باید زنده بمونم چرا این کارو کردیننننن(گریه و داد و بیداد)
ا/ت: میرا بهت قول میدم انتقامشون رو میگیرم
نگران نباش من تا وقتی همونجوری که جونگهیون و هوسوک رو کشتن اونارو نکشم دست بردار نیستم
میرا: اخه کی اون کارو کرده چرا با ما این کارو کردن(با گریه)
بعدشم تو چجوری میخوای انتقامشون رو بگیری وقتی حتی نمیدونی اونا کی بودن
ا/ت: کی گفته که نمیدونم یادته یک پرونده جدید بهم داده بودن همونی که مافیایی بود
پارک جیمین و جئون جونگکوک
و اما باید بهت بگم که همونایی که نامزدی شونو خراب کردیم
میرا: هاع واقعا
ا/ت: اره
میرا: حالا دیدی گفتم تقصیر منه احمقه اگه بهت نمیگفتم اون کارو کنی اون اصلا به منو تو کاری نداشت(با گریه)
ا/ت: میرا تقصیر تو نیست
حالا مهم نیست تقصیر کیه
مهم اینه که من میتونم انتقامم رو بگیرم
اگه یک نفرو پیدا کنیم امشب ماموریت رو شروع میکنیم و اگه نتونیم کسی رو پیدا کنیم فردا شب شروع میکنیم
میرا: ا/ت من میتونم اون یک نفر باشم
ا/ت: چی
میرا: گفتم من میخوام باهات بیام
ا/ت: نه من اجازه نمیدم
میرا: ا/ت من میخوام انتقام کسی که دوسش داشتمو بگیرم
میخوام کسی که اون رو کشته رو با دستای خودم نابود کنم
ا/ت: اما...
میرا: اما نداره من باهاتون میام....
پایان پارت یازدهم
- ۳۶
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط