پارت ۷۸

پارت ۷۸


ددی_شوگره_اجباریه من


سانو:: بدههههه نوبت منههه
سانامی:: نخیر گوشی خودمه نمیدم😠
سانو:: مگه نگفتی نوبتی بازی میکنیم خب سوختی بده نوبت منه😠
سانامی:: دیگه نمیدمتتت
سانو:: حییییف گوشی خودمو نیاوردم تو اتاقمه،گوشی ندیده😒
سانامی:: خ..خب اولین بارمه ک گوشی میخرم😐
سانو:: وا😐🤣
سانامی:: کوووفت
سانو:: گرسنمه🙁
سانامی:: اینجا تاریکه وقتی شارژم تموم شه دیگه نور نداریم🥺
سانو:: حقق..حق اونییی😭
سانامی:: بسههه😭


.................................................

عاجوما:: دو ساعتی هست تو زیر زمینن
جیمین:: تا صب اونجا میمونن
عاجوما:: کوتابیا
جیمین:: شیومین
شیومین:: عاقا وایسین
جیمین:: پاشو
شیومین:: عاقا دیقه هشتاده
جیمین:: د پاشووووو😡

شیومین پاشد...

شیومین:: ج..جانم
جیمین:: برو اون دوتا احمقو بیار
شیومین:: چشم

شیومین رفت سمت زیر زمین
درشو باز کرد و رفت پیششون

شیومین:: هوی شما
سانو:: شیومیننن😭
سانامی:: بدجنننس😭
شومین:: بیاین بریم

سانو و سانامی همراه شیومین رفتن...
رسیدن به در ورودی

سانامی:: وایسین

گوشیشو گذاشت تو سوتینش...

سانامی:: بریم
رفتن داخل و روبروی جیمین ک رو کاناپه نشسته بود ایستادن

سانامی پشت سانو قایم شد...

جیمین:: خب!
سانو:: م..ما دیگه از این غ..غلطا نمیکنیم بار آخرمونه
جیمین:: سانامی

سانامی اومد کنار از پشت سانو...

سانامی:: م..منم د..دیگه دعوا نمیکنم🥺
جیمین:: گمشین اتاقاتون
سانو:: گ..گرسنمونه
جیمین:: میرین یا بگیرم مث صگ کتکتون بزنم؟!

سانو و سانامی تند رفتن تو اتاقا...

جیمین:: شیومین این بیصاحابم خاموش کن
شیومین:: دیقه نوده🙁دو دیقه وقت اضافه داد...خب چشم

شیومین تلویزیون رو خاموش کرد و رفت...

جیمینم رفت تو اتاق
دید سانامی رو تخته و داره با گوشی بازی میکنه

جیمین:: پاشو ببینم
سانامی:: حییی چشم

جیمین:: جا پهن کن رو زمین بخاب
سانامی:: چیییییییییییی😳😐
جیمین:: یه بالش پتو بیار و این کف بکپ
سانامی:: نه کمرم اذیت میشه🥺
جیمین:: نشنیدی؟!
سانامی:: ب..برام نت بخر🥺
جیمین:: بلههه؟!
سانامی:: میخام فیلم دانلود کنم🥺
جیمین:: برده رو چ ب این حرفا؟!🤨
سانامی:: باشه😒

سانامی پتوی روی تختو همراه یه بالش برداشت و افتاد کف زمین
جیمین:: پتو رو بزار سر جاش
سانامی:: من چی؟!
جیمین:: چمیدونم
سانامی:: میرم پیش سانو میخابم کمرمم درد نمیکنه
جیمین:: هههععفففف برو رو تخت
سانامی:: م..من نمیخام آخه چند ساعت پیش بفاکم دادییی
جیمین:: برو رو تخت بخواب
سانامی:: عه باشههه

سانامی رفت رو تخت و جیمینم رفت پیشش
سانامی:: میخای...
جیمین:: ساکت
سانامی:: باشه🥺
جیمین:: اونجوری نگاه نکن
سانامی:: ترخدا برات نت بزن
جیمین:: ساکت
سانامی:: دردت بخوره تو سرم برام نت بخر🥺
جیمین:: 😐😳
سانامی:: ترخداا التماست میکنمممم ترخدااا برام نت بگییییرررررررر ارباااابببببب ددی شوگگگرررممم
جیمین:: خفه باش اوکی
سانامی:: مرسیییی،خب بیا
جیمین:: فردا
سانامی:: ولی...
جیمین:: دهنتو ببند تا نزدم توش
سانامی:: چشم😐
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

پارت ۱۳

رت : ۱۸ ویو صبح :جیمین : بیدار شدم و دیدم فرشته کوچولوم خواب...

فصل بیست‌وهشتم: این دیگه کیه؟!شب، وقتی مهمون‌ها رفتن، آرون ت...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

contact 🍷#contract𝑃𝑇12ویو هویج:صدای آب، سکوت حموم رو پر کرده...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁰ویو میکا_____ماشین با...

صبح روز بعد، ا.ت با لبخند از خواب بیدار شد.قرار بود بعدازظهر...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط