{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لذتهای زندگی:

لذتهای زندگی:


هوای توی گل فروشی؛

دیر میرسی سرکار و رییس هنوز نیومده؛

خنکی اون طرف بالش؛

اسم عطر تو بپرسن؛

لیسیدن انگشتهای پفکی؛

وقتی نوزادی انگشتتو محکم بگیره؛

بوی تن نوزاد؛

وقتی خوابی یکی پتو بندازه روت؛

مغز کاهو؛

حرف زدن بچه باخودش وقتی داره تنهایی بازی میکنه؛

اخر سفر بشینی همه عکس هایی رو که گرفتی نگاه کنی؛

وقتی کسی بهت میگه صدای خندت رو دوست داره؛

وقتی خندت میگیره و خندتو نگه میداری؛

بچه ها بازیشونو نگه دارن تا از کوچه رد بشی؛

با پای برهنه روی شن های خیس ساحل قدم می زنی؛

بوی چمن خیس...


زندگی رو ساده بگیرین و از این همه لذت های کوچک زندگی خوشبختی رو احساس کنید...
دیدگاه ها (۲)

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۳(last par...

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

قلبش داشت مثل ریتم‌های سنگینِ تراک‌های جدیدش می‌کوبید. توی ذ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۱_اینکارو نمیکنی ،ه...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط