عاشقانه

وقتی که نیستی دل من پیر می شود
حتی هوای عشق زمین گیر می شود
پشت غرور كهنه ی این شهر بی غزل
چشمی به جرم عشق تو زنجیر می شود
یك حس عاشقانه مرا كشف می كند
حسی كه پیش پای تو تعبیر می شود
اقرار می كنم كه به گردت نمی رسم
از بس شمیم فاصله تكثیر می شود
شاید كه رنگ سوء تفاهم گرفته ام
گاهی دلم از آیینه هم سیر می شود
امشب به خلوت دل بارانی ام بیا
فردا كه استخاره كنی دیر می شود
دیدگاه ها (۰)

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

وقتی که نیستی دل من پیر می شودحتی هوای عشق زمین گیر می شودپش...

وقتی که نیستی، دلِ من پیر می شودحتی هوای عشق ، زمین گیر می ش...

در آتش نگاه تو تبخیر می شومبارانیم ز شوق تو، تکثیر می شومحرف...

کاش می شد که دلم در غل زنجیر شودنفسم از نفسِ گرم تنت سیر شود...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سویِ تو، این‌روزه...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

دلبرا ! بازا که باغت را ، چراغانی کنم کوچه کوچه در مسیرِ عش...

عقل من با عشق تو درگیر شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط