{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است
یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها کم است

اینجا کنار پنجره، تنها نشسته‌ام
در کوچه‌ای که عابر دردآشنا کم است
من دفتری پر از غزل‌ام نابِ نابِ ناب
چشمی که عاشقانه بخواند مرا کم است
بازآ ببین که بی‌تو در این شهر پرملال
احساس، عشق، عاطفه، یا نیست یا کم است
اقرار می‌کنم که در اینجا بدون تو
حتی برای آه‌کشیدن هوا کم است
دل در جواب زمزمه‌های «بمان» من
می‌گفت می‌روم که در این سینه جا کم است
غیر از خدا که‌را بپرستم؟ تو را، تو را
حس می‌کنم برای دل‌ام یک خدا کم است
دیدگاه ها (۴۰)

کوچه ها را شبانه می گشتمبا دو چشمی که تشنه ی او بودبا دو پای...

گریه هایم همه از عشق حکایت داردیعنی این دل به چشمان تو عادت ...

کوچه های خاطراتم پر شده از برگ زردفصل پاییز آمده آرا...

پیش از ان که تو بگویی از کنارت می روم مثل یک پاییز زردی...

عاشقانه های شبنم تقدیم زندگیم

تو اگه جای خدا بودی چیکار میکردی! ادامش بزودی!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط