{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که نیستی، دلِ من پیر می شود

وقتی که نیستی، دلِ من پیر می شود
حتی هوای عشق ، زمین گیر می شود

پشتِ غرورِ كهنه ی این شهرِ  بی غزل
چشمۍبه جرمِ عشقِ تو زنجیر میشود

یک حسِ عاشقـانه مرا كشف می كند
حسی كه پیشِ پای تـو تعبیر میشود

اِقـرار می كنم كـه به گَردت نمی رسم
از بـس شمیمِ فاصلـه تكثیر می شود

شاید كـه رنگِ سوءِ تفـاهم گرفته ام!
گاهی دلـم، از آینـه هم سیر می شود

امشب بـه خلوتِ دلِ  بـارانی ام بیـا
فردا كـه استخاره كنی، دیـر می شود



🍃🥀🍃💚❤️💚
دیدگاه ها (۰)

اى آنكه شراب نفست كم شدنى نيستاين شانه به موهاى تو محرم شدنى...

اشک در چشم خمار تو غزل ریخته بود عشق در برق نگاه تو عسل ریخت...

هر نفس با خنجر یادت دلم را می درانی ذوق و شوق خنده را از گون...

‌بیخیال همه شدم ،چون تو برام همه بودی :)❤ محکم بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط