{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و من آمدنت را

و من آمدنت را
از نڪَاه پاییز میخوانمـ
و اڪَر تو قصد ماندن ڪنی
من برڪَ بہ برڪَ پاییز را
زیر پاهایت خواهمـ ریخت
تا پاییز معاشقہ‌ے زیباے ما را ببیند
و رنڪَ ؏ــــشق بہ خود بڪَیرد...

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉✮
دیدگاه ها (۲)

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

سلام،در برنامه ی دیگه فعالیت مذهبی دارم رفتم تو صفحه ی کاربر...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت پایانیکوک چند ثانی...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

آتسوشی وقتی چشمش به من خورد سریع سمتم اومد و گفت:دازای سان ح...

وارث ماه خاموش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط