پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی‌سیم و زرم
‌
‌
دیدگاه ها (۳)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دست بردار ، برو ! پرسه نزن دور و برمم...

‌هوس عشق و جوانی است به پیرانه سرمپدرت گوهر خود تا به زر و س...

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنرعجبا هیچ نیرزید که بی سیم و ...

سر و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری...

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه ...

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه ...

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه ...

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه ...

حکایت :استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همس...

خون دل می خورم و چشم نظر بازم جامجرمم این است که صاحبدل و صا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط