‌
هوس عشق و جوانی است به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم
عشق و آزادگی و حُسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزند که بی سیم و زرم
هنرم کاش گرهبند زر و سیم بود

• شهریار ❄️
‌
‌
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
دیدگاه ها (۱)

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروختپدر عشق بسوزد که در آمد پد...

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه ...

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه ...

سر و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری...

خون دل می خورم و چشم نظر بازم جامجرمم این است که صاحبدل و صا...

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه ...

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه ...

خون دل میخورم و چشم نظر بازم جامجرمم این است که صاحبدل و صاح...

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنرعجبا هیچ نیرزید که بی سیم و ...

حکایت :استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط