p11✔☄︎☄︎☄︎☄︎☄︎
p11✔☄︎☄︎☄︎☄︎☄︎
بیو ویلیام
یا اون بوسه دوباره دله منو برد و وقتی درو بستم لبخندی روی صورتم شکل گرفت....
ولی سریع جمعش کرم.. رفتم نشستم تو ماشین دیدم خواب هفت پادشاست
داشتم رانندگی میکردم ولی دیدم داره صدام میکنه
* هی... بزن... بقل.... دارم... بالا میارم
سریع زدم بقل از ماشین پیاده شد و لب جوب بالا اورد منم رفتم کنارش و دستمو رو کمرش حرکت میدادم
اخه حیوان چه انقدر خوردی
- الان خ. بی
* ا.. اره ولی دلم درد میکنه
رفت سمت ماشین و درو بیت منم نشستم تو ماشین رفتم دارو خونه و براش دارو گرفتم و با اب گرفتم جلوش
- هی بیا اینارو بخور برات خوبن
* نمیخوام
- ولی باید بخوری
* از قرص بدم میاد
منم ناچار
قرص رو گزاشتم دهنم و لبم رو گذاشتم رو لبش و با زبونم قرص رو فرستادن ته حلقش
- بیا حالا اب بکن پشتش
* گفتم نمیخواااااام
بزور اب رو دادم بهش
و رفتم نشستم تو ماشین و رفتم خونه وقتی پیاده شدم هنوز خواب بود عین بچه بقلش کردم سرش رو شونم بود پاشم دورم حلقه بود دستمو گذاشتم زیر باسـ*ـنش و رفتم تو خونه
به سمت اتاق حرکت کردم
√ چیشده حالش خوبه
- اره الان بهتره قرص دادم بهش الانم خوابه
√ نگاش کن چقدر لپاش گل انداخته
رفتم و تو اتاق خودم خوابوندنم و پتو کشیدم روش..... رفتم پشت میز کارم عینکمو زدم و شروع کردم به کار کردن
« فلش بک به 2ساعت بعد»
داشتم کار میکردم دیدم رو تخت نشسته
- چیزی میخوای
* امم... نه میخوام برم حموم
- بگیر بخواب فردا برو
اما این بشر لجباز تره رفت سمت حموم و دوش گرفت
بعد از 20مین صدام زد
* ویلیاااااام حولهههه
رفتم سمت کمد و حولمو بهش دادم
دستشو اورد بیرون نگام افتاد به پوست سفیدش حول رو دادم دستش و درو بست رفتم سراغ ادامه ی کارم
با حوله ای که رو زمین کشیده میشد اومد کلاهش براش بزرگ بود و تا رو چشماش اومده بود اومد سمتم و بالا سرم وایساد و نگاه لبتاب کرد
- چته برو لباس بپوش سرما میخوری
* حالا میپوشم
رفت سمت در
- کجا
*میرم لباس بپوشم و بیام
- با این وضع که نمیتونی بری بیا همینجا لباس بهت میدم
اومدو منم بهش یه تیشرت بلند دادم و یه شورت نو وقتی پوشید خیلی بامزه شده بود همینجوری با موهای خیس رفت رو تخت رفتم سمتش همینجور که خواب بود سشوار زدم تو برق و شروع به خشک کردن موهاش شدم ... وقتی داشتم خشکشون میکردم داشتن رنگ عوض میکردن و به رنگ سفید درومد دقیقا رنگ موژه هاش خیلی موهای نرمی داشت رنگش هم مثل چشماش خواص بود
- هی چرا.. موهات سفید شد
* این رنگ موی اصلیه خودمه به خواطر اینکه تو کوچه خیابون خفتم نکنن رنگ موقت میزنم ( با صدای خوابالو)
- باشه جوجه بگیر بخوام موهاتم خشک کردم
* دستت درد نکنه
نگام به لبش افتاد..... رفتم و یه بوسه ی کوتاه پلی گرم رو لبش زدمو رفتم سراغ کارم
تا پارت بعد بای☄︎☄︎☄︎
بیو ویلیام
یا اون بوسه دوباره دله منو برد و وقتی درو بستم لبخندی روی صورتم شکل گرفت....
ولی سریع جمعش کرم.. رفتم نشستم تو ماشین دیدم خواب هفت پادشاست
داشتم رانندگی میکردم ولی دیدم داره صدام میکنه
* هی... بزن... بقل.... دارم... بالا میارم
سریع زدم بقل از ماشین پیاده شد و لب جوب بالا اورد منم رفتم کنارش و دستمو رو کمرش حرکت میدادم
اخه حیوان چه انقدر خوردی
- الان خ. بی
* ا.. اره ولی دلم درد میکنه
رفت سمت ماشین و درو بیت منم نشستم تو ماشین رفتم دارو خونه و براش دارو گرفتم و با اب گرفتم جلوش
- هی بیا اینارو بخور برات خوبن
* نمیخوام
- ولی باید بخوری
* از قرص بدم میاد
منم ناچار
قرص رو گزاشتم دهنم و لبم رو گذاشتم رو لبش و با زبونم قرص رو فرستادن ته حلقش
- بیا حالا اب بکن پشتش
* گفتم نمیخواااااام
بزور اب رو دادم بهش
و رفتم نشستم تو ماشین و رفتم خونه وقتی پیاده شدم هنوز خواب بود عین بچه بقلش کردم سرش رو شونم بود پاشم دورم حلقه بود دستمو گذاشتم زیر باسـ*ـنش و رفتم تو خونه
به سمت اتاق حرکت کردم
√ چیشده حالش خوبه
- اره الان بهتره قرص دادم بهش الانم خوابه
√ نگاش کن چقدر لپاش گل انداخته
رفتم و تو اتاق خودم خوابوندنم و پتو کشیدم روش..... رفتم پشت میز کارم عینکمو زدم و شروع کردم به کار کردن
« فلش بک به 2ساعت بعد»
داشتم کار میکردم دیدم رو تخت نشسته
- چیزی میخوای
* امم... نه میخوام برم حموم
- بگیر بخواب فردا برو
اما این بشر لجباز تره رفت سمت حموم و دوش گرفت
بعد از 20مین صدام زد
* ویلیاااااام حولهههه
رفتم سمت کمد و حولمو بهش دادم
دستشو اورد بیرون نگام افتاد به پوست سفیدش حول رو دادم دستش و درو بست رفتم سراغ ادامه ی کارم
با حوله ای که رو زمین کشیده میشد اومد کلاهش براش بزرگ بود و تا رو چشماش اومده بود اومد سمتم و بالا سرم وایساد و نگاه لبتاب کرد
- چته برو لباس بپوش سرما میخوری
* حالا میپوشم
رفت سمت در
- کجا
*میرم لباس بپوشم و بیام
- با این وضع که نمیتونی بری بیا همینجا لباس بهت میدم
اومدو منم بهش یه تیشرت بلند دادم و یه شورت نو وقتی پوشید خیلی بامزه شده بود همینجوری با موهای خیس رفت رو تخت رفتم سمتش همینجور که خواب بود سشوار زدم تو برق و شروع به خشک کردن موهاش شدم ... وقتی داشتم خشکشون میکردم داشتن رنگ عوض میکردن و به رنگ سفید درومد دقیقا رنگ موژه هاش خیلی موهای نرمی داشت رنگش هم مثل چشماش خواص بود
- هی چرا.. موهات سفید شد
* این رنگ موی اصلیه خودمه به خواطر اینکه تو کوچه خیابون خفتم نکنن رنگ موقت میزنم ( با صدای خوابالو)
- باشه جوجه بگیر بخوام موهاتم خشک کردم
* دستت درد نکنه
نگام به لبش افتاد..... رفتم و یه بوسه ی کوتاه پلی گرم رو لبش زدمو رفتم سراغ کارم
تا پارت بعد بای☄︎☄︎☄︎
- ۴.۱k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط