زهرا: ای خدا حوصلم سررفته حوصلم شهید شد حوصلم پوکید ای با

زهرا: ای خدا حوصلم سررفته حوصلم شهید شد حوصلم پوکید ای بابا خسته شدم داخل بیمارستان بودم رفتم پیش فاطمه ... به به فاطمه خانم شیر جان
فاطمه: اسلام و علیک برادر 🏃🏻‍♂
زهرا: علیک سلام چه خبر ؟
فاطمه: هیچی
زهرا : داشتیم با هم حرف می‌زدیم در باز شد 😀
فاطمه: یا ابوالفضل کیه بی مقدمه وارد میشه ؟
لیلا: الاهی تیکه تیکه بشی😡
زهرا: منو فاطمه از تعجب داشتیم همدیگر رو نگاه میکردیم ما که کاری نکردیم 😳
لیلا:زهراااااااا
زهرا: بله
لیلا: زهراااا هوبیییی
زهرا: انگار سر گردنه هست این طور نره میزنه 😐
لیلا: بیا زود
زهرا: چیه ؟
لیلا : قربونت برم 😍
زهرا: ها چی طور شد 😳
فاطمه: بچه هنگ کرد 😁
لیلا: قربون دست تیر خوردت برم 😅
زهرا: زد داخل دستم آخ بلندی گفتم
فاطمه: ای وای بدبخت شدیم بی چاره شدیم واییی ... چنگ میزد روی صورت خودش 😐
زهرا : چته یک آخ گفتم هنوز زنده هستم 😉
لیلا: آرامش خودتان را حفظ کرده و نفس عمیق بکشید 🙃
فاطمه: فکر کردم مردی 👼🏻
زهرا: دست شما درد نکنه 🙎🏻‍♀
فاطمه: سر شما درد نکنه🧚🏻‍♀
لیلا: خدای این خل بود خل تر شد چراااا😭
زهرا: خواهرم آروم باش این تیر خورده مال همونه درست میشه 😁
لیلا: خدا کنه 😂
فاطمه: خنده ممنوع ☠
زهرا: چرا؟
لیلا: می خوای گریه کنیم 😉
زهرا: راست میگه فکر خوبیه 🙃
فاطمه: بسه دیگه چه خبر.
لیلا: سلامتی
دیدگاه ها (۹)

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

Part ¹⁰فلش بک به فردا صبح +با هانا سوار هواپیما شدیم ۱۱ ساعت...

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

الماس زیبای من part⁵ویو کوک:- توی جلسه همش به فکر دخترم بودم...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty three ویوی جونگ کوک : بعد...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 3همینطور با دقت به حرف ه...

صب با آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم. ساعت ۱۱ بودم. بلند شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط