دم غروب ی دقه خوابیدم

دم غروب ی دقه خوابیدم
بعدش تلفنه مامانم زنگ خورد مامانم حموم بود
من جواب دادم حالا مکالمرو
من ازخواب بیدارمیشم دوساعت هنگم==الو با صدای فوق گرفته
طرف==سلام ببخشید
من==بای
گرفتم خوابیدم تاسرموگذاشتم رو بالشت دوبار زنگ خورد
ای درد
من==بله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
طرف==سلام داداش ببخشید مزاحمت شدم نوکرتم داداش غلامتم یدونه ببخشید خداحافظ
من=خداحافظ
حالا
من=o-O
من=:|
وهمچنان من:(
کسی دکتر جراح حنجره سراغ نداره؟؟
گفتیم صدامون بمه نه دراین حد
داعش منومیخولی؟
صدف خرصداهستم نوکرهمتون^_^
دیدگاه ها (۲۳)

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۸

فیک جیمین ( زندگی من) پارت 1

پارت سه " مرد رویایی من "نمیدونستم چیکار کنم دلم نمیخواست رد...

حشق حقيقى(پارت هفتم)

گل سرخپارت۱۰ویو یونگی: امروز هیچ کاری ندارم ت/ا مدرسست نمی‌د...

#دیداردوباره #پارت۱۳+کوک و جو وون خیلی باهم صمیمی شده بودن د...

ازدواج اجباریپارت4 ویو ا.ت اومدم خونه یکم با مامانم حرف زدم(...

پارت پنجم 💙مهدیابوالفضل میزنم تو سرتا ابوالفضل. حرف نزن نیما...

پارت ششم 🍫

"بوسه بر شاهرگ" [🩸] #part_3و گفتم: به من چه؟ نکنه باعث سرفه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط