باز انگار قطار مهربانیت

باز انگار قطار مهربانیت

در هزار توی وجودم سوت می کشد و انگار هوای سبز بهار
مهربانیت هوای خاک آلود غم دلم را به سبزی کشانده و صدای راز آلود این مهربانی من شیدای بی قرار را از قبل دیوانه تر کرده و باز
در این دشت هرچه می روم بیشتر گم می شوم
انگار هرچه بیشتر می گردم
ناپیداتر می شوی
ای کاش ترنم باران را در کنارت زیبا تر می شنیدم
ای کاش ناز تورا در نازکترین پر طاووس خیالم می توانستم مجسم کنم
ای کاش نغمه هایت همیشه در گوشم آواز می خواندو
صدای پر صفایت شراره های عشق را بیش از پیش شعله ور می کرد
دستان پرمهرت یاد آور زمزمه های عاشقانه مان در روزهای بارانی است
انگار اشک شوق دیدنت
تمامی ندارد
و باران یاد تو کویر تفتیده وجودم را سیراب می کند و چه خنک نسیمی است یاد عاشقانه عشقی ازلی و معشوقی دلربا


ای کاش زمانه اینگونه تنبیهم نمی کرد تا لااقل جرقه ای از شعله فروزان تو را می دیدم
دیدگاه ها (۲)

موسیقی

ساعتی بعد ‌‌......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

🌧️🍃 شما هم دلتنگ این هوا هستین؟ 🥹💚همین هوای خنک، بوی خاکِ با...

زیبای کوچک فریبکار

چند پارتی بازی ممنوع

چند پارتی

🥀💚 **عنوان: «آخرین خداحافظی؛ وقتی ایزوکو میدوریا به میدان نب...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط