#نودل_من

#نودل_من
#پارت۱
ای بابا یه بار دیگه شروع مدرسه اصلا حوصله نداشتم اما خب مجبور بودم چون امروز امتحان ریاضی داشتم آماده شدم و راه افتادم.
همین جور که میرفتم یه صدایی از پشت سرم اومد((کین کین وایساد دیگه))برگشتم جان بود همسایمون و دوست دوران بچگیم
جان:هویی چرا محلم نمیدادی؟

من:نشنیدم فکر مشغول بود.
اومد جلو و دستش رو انداخت دور گردنم
جان:چرا مگه چیشده؟

من:هیچی فقط امروز همتحان ریاضی داریم و من هیچی نخوندم.
جان:مگه صد بار نگفتم اگه چیزی بلد نبودی بیا پیش خودم؟
من:چرا ولی اصلا یادم هم نبود.
جان:تو کی یادته.
به مدرسه که رسیدیم مدیر رو دیدم که جلو در وایساده اینم که همیشه موی دماغ من میشه خواستم دکمه های لباسم رو ببندم که اومد سمتم ضاهرا خیلی عصبی شده بود.
مدیر:هی مگه صد بار بهت نگفتم تو راه مدرسه هم باید لباست درست باشه؟

من:ببخشید حالا درسش میکنم.
بعد با لبخند رو به جان کرد و گفت((سلام کرمنت خوبی؟امروز یکم دیر اومدی چیزی شده؟))

جان بین همه مخصوصا مدیر و دخترا محبوبه چون خیلی جذابه موهای بلوند و چشمای آبی کلا انگار انسان نیست ، بیشتر فرشته یه
ادامه دارد••••

میخوای ادامه شو ببینی؟؟ فالو کن تا بزارم ☻️
دیدگاه ها (۲)

وقتی درسش بد بود و..

انتقام یا عشق

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۷ | چیزی که آت دی...

Love&HateP.3"ویو رامیلا"وای ده دیقست هانا نیومده یعنی اخراجش...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

رفتار سرد

the first lie

فیک: بابای سخت گیر من — part 16[سوآ آخرین قاشق تیرامیسو رو خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط