میگفت:

میگفت:
میدونۍ‌کِۍ‌از‌چشم‌خدا‌میوفتۍ ؟!
زمانۍ‌ڪہ‌آقا‌امام‌زمان‌
سرشو‌بندازه‌پایین‌و
از‌گناه‌ڪردن‌تو خجالت بڪشہ
ولۍتـو‌انگار‌نہ‌انگار:)!
#نزار‌ڪارت‌بہ‌اون‌جاها‌برسہ ...!
دیدگاه ها (۲)

✅️بقول بزرگان دیگه #بی‌طرف_نداریم✅️یا سمت امام زمان هستی❌️یا...

🇮🇷 شرم آورست که یک فرد شیعه در برابر سرباز یهودِ صهیونیست ای...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 021"""""""""""""""""""""""""""""""...

@aaa4853 تو عاطفه و مهر و احساس به دنیا اومدی؛ انگار از همون...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

عشق بی پایان

قسمت سوم: رقصِ آتش و لب‌هامکان: تالارِ بزرگِ هتل، زیر نورِ ل...

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

پارت ۶: فاجعه‌ی بالاتنه لخت!آروم دسته‌ی چمدونم رو کشیدم و یو...

دلش می‌خواست لباسا و همونجا پاره کنه و آتیش بزنه و دور بریزه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط