جدایی باور نکردنی

جدایی باور نکردنی
#پارت۶
وقتی آجوما در رو باز کرد بله خود خودش بود اون کیم تهیونگ عوضی(د حه با چه جرعتی به پسر من فحش میدی هااا)
آجوما:سلام ارباب(به نشان احترام کمر خم کرد)
ا/ت:واخ واخ چقدر لوس بازی(تو خودش گفت)
تهیونگ: سلام ،به میبینم ا/ت خانوم هم اومده پیشوازم
حرفش رو نادیده گرفتم و رفتم سمت اتاقم
تهیونگ:با چه جرعتی حرفم رو نادیده گرفت
آجوما: ارباب اون بچه ست تازه هم اومده اینجا عادت نداره
تهیونگ:هر چی باشه باید به من احترام بزاره همینو بس
آجوما:بله درسته
رفتم بالاتو اتاق و گوشیم رو برداشتم و شروع به ور رفتن باهاش کردم
ا/ت:اوفف هیچ چیزی جالبی هم تو این گوشی نیست
رو تخت ولو بودم که یهو کیم تهیونگ وارد اتاق شد زود خودم رو جمع کردم
ا/ت:ادم نباید قبل وارد شدن به اتاق در بزنه
تهیونگ: ببخشید ازاین به بعد پا میزنم (یاد دوبلهی جیهوپ توی تبلیغات صندلی شدم 😂😅)
اینو گفت و رفت سمت حموم
"چند دقیقه بعد"
همینجوری سرم تو گوشی بود که یهو دیدم کیم تهیونگ با یه حوله دور کمرش ایستاده جلو کمد و لباس انتخاب میکنه که بپوشه
ا/ت:یا خدا این دیگه چه وضعشه (جیغ)
تهیونگ: چته دیونه ؟ترسیدم .چیه خوشت اومده
ا/ت:چی چی خوشم اومده زود لباس بپوش
که روم خیمه....
ادامه دارد
لایک ۱۰
کامنت۱۰
دیدگاه ها (۱۰)

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

عشق بی پایان

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

پارت ۷

My Boy❄

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط