{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی این جهان چه خواهم کرد؟ بی رغبتی به دانستن، بی صورتی بر

بی این جهان چه خواهم کرد؟ بی رغبتی به دانستن، بی صورتی برای بازشناختن،

در ‌جایی که بودن به جز لحظه‌یی نمی‌پاید، جایی که لحظه درآن

نادانی‌یش از سرکردن با فقدانِ این موج را

به خلأ سرریز می‌کند، ‌جایی که بدن و سایه در آن

عاقبت با هم غرق می‌شوند

بی این سکوت چه خواهم کرد؟ ‌جایی که می‌میرند در آن زمزمه‌ها،

دم‌زدن‌ها، دیوانه‌گی‌های رو به سوی یاری، رو به سوی عشق،

بی این آسمانِ فرازنده‌ی

بر فرازش شنِ شکسته

چه خواهم کرد؟ دیروز و پریروز چه کردم؟

از دریچه‌ی مات به بیرون می‌نگرم و دیگری را می‌جویم

سرگشته‌یی را شبیه به خویش، چرخان به گردِ خویش، دور ازتمامی‌ی زنده‌گان

در جوی متشنج

میان ِ بی‌صدایی‌ی صداهایی

که سکوت‌ام را از خویش می‌انبارند.
دیدگاه ها (۲)

فراتر از خویش

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پنجاهم | پایان 𓆪 🖤🥀اسما مدت زیادی به صفحه‌ی ...

تانجیرو نفس عمیقی کشید:«یوکی… می‌تونی راه رو نشون بدی؟»یوکی ...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 7حیاط قصر در سکوت فرو رفته بود.ه...

فاصله یک لبخند تا جنون

LESSON

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۵: پژواکِ سکوت در هزار کیلومترید...

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط