{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو به من خندیدی

تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی
و هنوز ...
سال هاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
ومن اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت ؟!!!
(حمیدمصدق)
دیدگاه ها (۲)

از دشمنان تا عاشقان

🕯 تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه...

تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه ی همسایه...

تو به من خندیدیو نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایهسیب...

تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه س...

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه ...

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسا...

تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه س...

تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه س...

#تو به من خندیدیو نمی دانستی،من به چه دلهره،از باغچه همسایه#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط