{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"بسم تعالی"

"بسم تعالی"

«رمان رازِ مانا🩷»


خلاصه: مانا نیک‌زاد ته تغاری شیطون بلای یه خانواده‌ی سنتیه و آرزو داره مهاجرت کنه، اما بخاطر سنت های خانواده‌ش، بیخیال این آرزوش شده. با خواستگاری پسر حاج نعیم از مانا، اون خودش رو در شرف ازدواج می‌بینه، اما معین برزگر با اجبار خانواده‌ش برای خواستگاری اومده و مانارو نمی‌خواد و شب خواستگاری باهاش معامله می‌کنه که کمک می‌کنه مانا مهاجرت کنه و به جاش مانا بهش جواب رد بده، بدون اینکه خبر داشته باشه مانا تو همون جلسه‌ی خواستگاری قلبش رو بهش باخته و خودشم قرار نیس خیلی جلوی دختر شیطون قصه‌مون مقاومت کنه، اما...

#رمان
#ازدواج
#عاشقانه
#طنز


شروع: ۲۱ اردیبهشت
دیدگاه ها (۲)

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

📖 معرفی رمان: قصر سایه‌هاژانر: درام تاریک، عاشقانه‌ی اجباری،...

کنیچیوا اوتاکووووو ✨🎀خببب، اینم معرفی یکی دیگه از شخصیت‌هام:...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

قسمت ۱۱

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁰_امشب شام توی سالن غذا‌خوری سرو میشه...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۲ — عملیات پس گرفتن وای‌فایجونگکوک پنج د...

سوگندِ خون و برف» —“Oath of Blood and Snowتضادِ خشنِ دنیای م...

#تجربه_من ۱۸۹#ازدواج_در_وقت_نیاز #ازدواج_آسان #حرف_مردم #فرز...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط