{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برو پایین

.
.
.
.
.
.
بچه ها خاله و مامان بزرگم از مشهد برگشتن برام دو دست لباس آوردن خلی خوشحال شده بودم بعد خالم گفت اون یکی خالم با بچه هاش قرار بیاد🥲💔من دختر خاله و پسرخاله بزرگمو واقعن دوست دارم ولی اون پسر خاله جدیدم رو نههههه از پرورشگاه اومده خیلی هم فوضلههههه😄💔
دیدگاه ها (۱)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

My idol

رمان

تکپارتیموضوع:(وقتی بچه رو میزارید خونه دوستت و خودتون میرید ...

رمان

✯𝙗𝙚𝙨𝙩 𝙇𝙞𝙛𝙚✪𝐩𝐚𝐫𝐭:1..............................................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط