تکه یخی که عاشق ابر عذاب می شود

تکه یخی که عاشق ابر عذاب می شود
سر قرار عاشقی همیشه آب می شود
به چشم فرش زیر پا سقف که مبتلا شود
روز وصالشان کسی خانه خراب می شود
کنار قله های غم نخوان برای سنگ ها
کوه که بغض می کند سنگ، مذاب می شود
دیدگاه ها (۴)

شیرین و فرهاد:قصه تیشه و خون!

#حکایت_قدیمی در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که مرتب با هم ...

Twenty four

{محکوم به لمس } part ۹ 杂交种 رنتو در میان افراد مقام دار ایست...

**پارت ۱۴**ده دقیقه بعد، با چشم‌هایی که از شدت خشم و غرورِ ج...

پارت اول راز خون

دو پارتی از هیسونگ پارت اخریک ساعت بعد، ات به خانه برگشت.در ...

چند پارتی بازی ممنوع

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط