پارت 3

پارت 3
من:چی شده
دریا :بریم بیرون
من:بریم اول لباسمو عوض می کنم
دریا:اخ جون
دریا رفییقمه دختر یکی از سهام دارام هم هستش یه 5ساله باهاش رفیقم بعد اون ماجرا روانشناسم هستش
کت و شروارمو با یه شروار دمپا و و یه پالتو مشکی که تا ران پام بزور میرسید پوشیدم با یه کلاه لب داره مشکی با
کتونی
من:خانم رحیمی دیگه امروز برنمی گردم
رحیمی :چشم
سوار ماشین فراری مشکیم شدم دریا جلو نشسته بود
<گذشته>
علی: رویا از چه چیزای خوشت میاد
من : خب من عاشق خامه ام و عاشق شهر بازیم و عاشق مسابقه با ماشین
علی : منظورت کورس
من شرکت :اوهوم از 15سالگی کورس میرفتم خیلی حال میده
علی:دیگه نمیری ها گفته باشم
من: وا چرا
علی: خطرناکه تازع خلاف به حساب میادش
من: چی شد شما دولتی شدی اقا
علی: چه ربطی داره دیگه گفتم انجام نده بگو چشم همش باید یه چیز بگه
من:شرط دارع
علی:چی
من :تا وقتی که همیشه کنارم باشی انجام نمیدم ولم کنی اینقدر انجام میدن تا بمیرم
علی : احمق من عاشقتم تا اخر عمر کنارتم قسم به عشقی که بهت دارم
<اینده >
سرعت ماشین بالا بود خیلی زیاد روغ گو کثیف عوضی کدوم عشق ها کدوم عشق
دریا:گو خوردم نگهدار من هنوز ارزو دارم
سرعت کم کردم جلوی یه ابمیوه فروشی موندم
دریا :احمق
رفتم سفارش دادم شیر موز برای دریا منم معجون
نشسته بودیم داشتیم می خوردیم
دریا:هیچ ادمی تو این هوا چیز سرد نمی خوره
من :بس ادم نیستیم
دریا خندید من حتی لبخند هم نزدم
دریا:بخند یکم
من:نمی تونم
دریا :چقدر لبجبازی
من : بسه
گوشیم زنگ خورد

حمایت یادتون نره♥لایک و کامنت
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

پارت ۲ بهش شک کردم × عزیزم بیا بریم بخوابیم الان میآم × بد...

ازدواج اجباری

مربی موتور سوار

چند پارتی

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت دومویو جونگکوک از خواب بیدار شدم چی؟ اینجا کجاست؟ اه اح...

شاهکاری به نام دروغ

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴¹ویو میکا_____جیمین بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط