{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من میتوانستم درمانی برای سردرد هایت باشم

من میتوانستم درمانی برای سردرد هایت باشم
میتوانستم سیگارِ لعنتی ات باشم
سُرفه هایت باشم
خنده هایت باشم
میتوانستم قدم هایت باشم ،
در لحظه به لحظه ی تهران!
یا پیراهنت باشم ،
رَج به رَج...
نخ به نخ...
همان قدر نزدیک...
همان
قدر
نزدیک...!
دیدگاه ها (۵)

☘️براى "اتفاقِ خوب" زندگى ات منتظر باش؛هر قدر كه لازم است!اص...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیست‌ویکم 𓆪ات چند ثانیه به پاکت خیره م...

╭─────────────── 🦋 ───────────────╮✦ پارت ۷ | بیشتر از یک هم...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۲چیزی که جونگکوک پنهان می‌کردات هنوز به ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۴ | اولین تمرین ت...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁹﴿ویو راوی﴾چند روز از ماجرای اتاق مخفی ...

🖤 مافیای منقسمت هشتم | قانون جونگکوکساعت شش عصر بود.ات لپ‌تا...

Part 2

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁶ویو: اتچند ثانیه همون‌جا خشکم زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط