باز تابید از افقْ روزِ درخشانِ غدیرشد فضا سرشار عطرِ گل ز

باز تابید از افقْ روزِ درخشانِ غدیرشد فضا سرشار عطرِ گل ز بستان غدیرموج زد دریای رحمت در بیابان غدیرچشمه های نور جاری شد ز دامان غدیر
دیدگاه ها (۱)

نقاشی - برگ‌ها و نور. • در پی باران‌های دلپذیر هفته‌های اخیر...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

پارت سوم: بازارِ کدهای معلقبازار بزرگ در سکوتی منجمد فرورفته...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p83از راهروی اصلی که گذشتن، جیمین مسیرش ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

عاشقانه های شبنم

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

سلامممممممممم بچه هااامن هنوز زنده ممممم🗣بچه ها بذارین من هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط