زمانی بود که یونگی عمیقا به یکی از استفای کمپانی علاقمند

زمانی بود که یونگی عمیقا به یکی از استفای کمپانی علاقمند بود میتونم بهتون بگم جوری بود که تقریبا همه متوجه شده بودن،هروقت کارش تموم میشد کمپانی رو ترک نمیکرد فقط برای اینکه با اون دختر وقت بیشتری بگذرونه اونا خیلی به هم نزدیک شده بودن و طوری به نظر میرسید که واقعا انگار احساسات یونگی پر رنگ شده بود تا اینکه یونگی اتفاقی متوجه شد که اون دختر دوستپسر داره….اون هنوزم استفه هایپه و برای بی‌تی‌اس کار میکنه ولی دیگه هیچ توجهی از سمت یونگی بهش نمیشه
دیدگاه ها (۱)

وقتی پدرت بود🧡پارت ۱ویو می یونگ:از ۳ ساعت پیش از اتاقم نیومد...

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

#pain#P¹⁰⁸#Season²مثل همیشه اخمی روی صورتش بود... داشت دوبار...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.20سویون:اره الیز:ب...

#my_dance_partner معرفی فیک: .اسم: my dace partner (پارتنر د...

ابلیس

contract 🍷#contract 𝑆𝑇𝐴𝑅𝑇ویو هویج: نور ماه روی کلیسا میتابید...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط