DarkBlaze

p 11:
ویو جنا:

واقعا خوابم نمی برد عجیب بود تو فکر بودم که آلارم گوشیم زنگ خورد و بیدار شدم دیشب خیلی تو جام وول خورده بودم و بوی بد می دادم پس یه دوش چند دقیقه ای گرفتم و اومدم بیرون میکاپ کردم و لباس پوشیدم ( استایلشو می زارم )
تا اومدم بیرون مایک جلوم سبز شد و گفت
- به به خانم جنا

+ چرا اینجایی

- رفتم خونه و لباس عوض کردم و اومدم دنبالت

+ برا چی دنبال من ؟؟؟؟

- از نظرم عروس و دوماد باهم برن برا قرارداد ازدواج خیلی خوبه

+ دهنتو ببند لطفا

- باشه خانم خانوما و ( یه لبخند شیطانی زد که سرد بود )

ویو جنا :

مجبورم باهاش برم و رفتم سوار ماشینش شدم عجب ماشینی بود خیلی خوشگل بود اندازه .....اندازه ......خودش البته خودش خوشگل تره وای خدا من دارم چی می گم فک کنم عاشقش شدم ..........

ویو مایک :
تو راه بودیم و اون هیچ چیزی نمی گفت و فقط به بیرون زل زده بود و من می خواستم باهاش حرف بزنم ولی نمی تونستم وای خدا دیگه نمی تونم خودمو نگه دارممممممم هوفی کشیدم و به راه ادامه دادم

- خب رسیدیم عروس خانوم

ویو خودم :

جنا چشم قره ای رفت و پیاده شد و دوباره تبدیل به دختر سرد و بی روحی شد قدم های محکمی داشت قدم های سرد خیلی سرد و محکم بود به قدری که صداش تو کل شرکت پیچیده بود .....
همه خدمتکارا دست به سینه وایساده بودن و همه ترس تو نگاهشون موج میزد بالاخره رسید به اتاق جلسه.......

ببخشید اگه کوتاه شدددددد
عاشقتونم💋💋💋💋💋
دیدگاه ها (۰)

From hate to lovePart:5 بعدش از خونه زدم بیرون سوار ماشینم ش...

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

پارت ۲۶

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

پنهان عشق

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط